مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال بود.به خدا اعتقادی نداشت.او چیزهایی را که در مورد خدا و مذهب می شنید مسخره میکرد. شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهش رفت چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه ی تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان سایه یه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد.احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پایین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد. آب استخر برای تعمیر خالی شده بود چون نماید به تو این دولت روی خیال حوصله بحر میپزد هیهات نمیدانم که دردم را سبب چیست؟ عجب عجب که برون آمدی به پرسش من گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید آرامِ دل غمگین، جز دوست کسی مگزین ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم منم شرمنده زین یاری که کردی آه از راه محبت که چه بیپایان است بده یک بوسه تا ده واستانی مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری ما را همین بس است که داریم درد عشق رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز چندین شکستِ کارِ منِ دلشکسته چیست؟ گر به خشم است و گر به عین رضا مرا هجران گسست از هم، رگ و بند من مریض درد عصیانم که درمانم تویی گفتی تو نه گوشی (!) که سخن گویمت از عشق من چون نزنم دست که پابند منی آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد حبابوار براندازم از روی نشاط کلاه جمالش کرد حیرانم، چه ماه است آن نمیدانم مرا که سِحر سخن در جهان همه رفته است کی توان حق گفت جز زیر لحاف این بدان گفتم که تا هر بیفروغ دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر در راه عشق وسوسهی اهرمن بسی است ای غایب از نظر به خدا میسپارمت خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی می میکشیم و خندهی مستانه میزنیم
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است كه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید… جلوی چشم همه هم كه نمیشود! اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا “به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟! اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی! و بالاخره… اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است. 01)ENGLISH:I LOVE YOU 02) Persian : To ra doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t’aime 07) Greek : S’ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak 18) Syrian/lebanese : Bhebbek 19) Swiss-German : Ch’ha di ga”rn 20) Swedish : Jag a”Iskar dig 21) Africans : Ek het jou l جواب: هیچ چیز..... خب اینم از اپ جدیدم... حتما خوشتون میاد.... ـــــــــــــــــــــــ روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!" هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد. آن چيست ، کسي که راضي از زندگيش هست آن را ميخواهد ؟ فقرا آن را دارند ! خسيس مي خواهد آن را به کسان ديگر بدهد و کسي هم که هميشه بذل و بخشش ميکند ، آن را برای خودش نگه ميدارد و همه در زمان مرگ آن را با خود به گور مي برند ؟ آن چيست ؟ * شوهر ؟؟؟
![]()
رو در آن آر و به کس هیچ مگوی
جامی
![]()
چههاست در سر این قطره محالاندیش
حافظ
![]()
همی دانم که درمانم تویی بس
اوحدی مراغهای
![]()
ببین ببین که چه بیطاقتم ز شیدایی
مولانا
![]()
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ
![]()
فیالجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم
فخرالدین عراقی
![]()
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
حافظ
![]()
همین باشد وفاداری که کردی
وحشی بافقی
![]()
با دو منزل که یکی وصل و یکی هجران است
صیدی
![]()
از این به چون بود بازارگانی!؟
نظامی
![]()
عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد!
صائب تبریزی
![]()
مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست
عبید زاکانی
![]()
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
انوری
![]()
ای هرزهگرد مگر نیست کار دگرت؟
وحشی بافقی
![]()
نگهی باز کن که منتظریم
سعدی
![]()
مرا شمشیر زد گیتی، تو را مشت
پروین اعتصامی
![]()
دردمند اینچنین محتاج درمان شماست!
محتشم کاشانی
![]()
ای نادره گفتار کجا گوشتر از من؟
شهریار
![]()
چون پای نکوبم که توئی دستزنان
مولانا
![]()
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
حافظ
![]()
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
حافظ
![]()
که چشم از کشف ماهیت، نمیبندد تأمل را
اوحدی مراغهای
![]()
ز سِحر چشم تو بیچاره ماندهام مسحور
سعدی
![]()
با تو ای خشمآور آتشسجاف!
مولانا
![]()
کم زند در عشق ما لاف دروغ
عطار
![]()
ای خضر پیخجسته مدد کن به همتم
حافظ
![]()
ما همچنان در اول وصف تو ماندهایم
حافظ
![]()
پیش آی گوش دل به پیام سروش کن
حافظ
![]()
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
حافظ
![]()
دوستان را خبر از چشم پرآبم مکنید
محتشم کاشانی
![]()
که چاره در غم تو، های های میداند
سعدی
![]()
با این دو روزهی عمر چهها میکنیم ما
صائب تبریزی
1- پاسخ ندهید.
2- کمتر آن لاین شوید تا آنها علاقه خود را به تدریج از دست بدهند.
3- بی علاقگی خود را اظهار کرده و به آنها بی توجهی کنید.
4- به سرعت و با سیاست کامل و خیلی واضح به او بگویید که هیچ علاقه ای وجود ندارد.
5- در پروفایل شخصیشان چیزی پیدا کنید که موافق آن نیستید "من با کسانی که صاحب فرزند هستند، قرار ملاقات نمی گذارم"، " یا طلاق گرفته اند یا مسافتشان با من زیاد است."
6- حقیقت را بگویید.
7- "فقط دوست معمولی باشیم."
8- " از یادداشت هات ممنونم، اما در حال حاضر امکان پاسخگویی ندارم، امیدوارم به زودی بتوانی همسر واقعی خود را پیدا کنی."
9- "نه ممنون، من در حال حاضر با افراد بسیاری ارتباط دارم."
10- "ممنون، علاقه ای ندارم"
11- "تو اون آدمی که من می خوام نیستی"
12- "شرمنده ولی فکر می کنم ارتباطم با نامزد قبلیم به طور کامل تمام نشده و فکر می کنم در حال حاضر آمادگی شروع یک رابطه جدید را ندارم."
13- " فکر نمی کنم که ارتباط با تو بتونه نیازهای منو برآورده کنه."
14- " از آشنایی با تو خوشحال شدم اما هیچ علاقه ای به ادامه رابطه ندارم."
15- " از دیدنت خوشحال شدم اما فکر نمی کنم من و تو مشابهت هایی با هم داشته باشیم، امیدوارم کسی رو پیدا کنی که تفاهم بیشتری باهاش داشته باشید."
16- " برات آرزوی موفقیت می کنم، من و تو برای هم ساخته نشدیم."
17- " متاسفم اما من سرم برای یک مدت طولانی خیلی شلوغه."
18- " تو آدم خلی خوبی هستی، اما فکر نکنم بتونم باهات کنار بیام، برات آرزوی خوشبختی می کنم."
19- از آنها تعریف کنید، اما بعد بگویید " من با فرد دیگری که قبل از تو آشنا شدم، ارتباط برقرار کردم... متاسفم."
20- " از ابراز علاقه ای که به من می کنی ممنونم اما در حال حاضر کس دیگه ای نظر منو به خودش جلب کرده، من از صمیم قلب برات آرزو می کنم کسی رو که باهاش هم طراز باشی پیدا کنی."
21- " مرسی از نوشته هات، اما من الان با چند نفر دیگه مکاتبه دارم و وقتی برای یک نفر دیگر ندارم."
22- " یک دنیا تفاوت. نه مرسی."
23- " من در حال حاضر کس دیگری رو پیدا کردم."
24- " من رابطم با جنس مخالف خوب نيست."
25- " تو کسی نیستی که من دنبالش می گردم."
26- " من برای یک مدتی باید از شهر خارج بشم."
27- " مرسی ولی نمی خواهم توی اینترنت دنبال عشقم بگردم."
28- " من متاهل هستم."
29- " تو تو استرالیا زندگی می کنی و من تو آلاسکا، فکر نکنم اینطوری بشه"
30- " دوست ندارم رابطه جدی برقرار کنم، بذار قبل از اینکه بخواهد پیچیده تر از این بشه تمومش کنیم."
31- " من دنبال کسی می گردم که کمی جوانتر باشد."
32- " دنبال کسی که می گردم که کمی سنش بیشتر باشه."
33- " نه، مرسی، موفق باشی."
34- به خاطر اینکه آنها را از دست خود نرنجانید در مورد خود چیزهایی بگویید که آنها دوست ندارند" من به ازدواج اعتقاد ندارم، و فکر می کنم مصرف مواد مخدر باید قانونی بشه."
35- "شكلكهاي خشن برایشان بفرستید."
36- آنها را از لیست مسنجر خود پاک کنید.
37- نام ID خود را تغییر دهید.
38- یکمرتبه ناپدید شوید.
39- با آنها قرار ملاقات نگذارید.
40- یکدفعه بگویید: " باید همین الان برم" و بعد مسنجر خود را ببندید.
41- به آنها بگویید کامپیوترتان دچار مشکل شده.
42- " من خیلی از آشنایی شما خوشحال شدم، اما دنبال کس دیگری هستم که کمی با تو متفاوت است."
43- " شرمنده ولی فکر نمی کنم من و تو هم تیپ باشیم؛ خوش باشی."
44- با او در مورد مسائل جنسی و یا رمانتیک صحبت نکنید.
45- " تو آدم خوبی هستی اما من جذب تو نشدم."
46- " شرمنده ولی فکر نکنم رابطه من با تو جواب بده، من نمی خواهم سر کارت بگذارم و به احساساتت آسیب برسونم، برات آرزوی خوش شانسی می کنم و امیدوارم همسر دلخواهت رو پیدا کنی."
47- " نه، مرسی، لطفا دیگه در این مورد حرفی نزن."
48- " نه، اگه باز هم اصرار کنی مجبور می شم از دستت شکایت کنم."
49- " متاسفم، من فقط با افرادی ارتباط برقرار می کنم که دیدگاه های مثبت داشته باشند."
50- " من کوتوله ، چاق و بی ریختم و دائما عرق می کنم و بوی بدی می دم."
حالا که یاد گرفتید چگونه می توانید از شر " معشوقه" خود خلاص شوید، بد نیست برای یک لحظه تصور کنید که اگر کسی این حرف ها را به خودتان بزند چه احساسی پیدا می کنید. روش هایی را انتخاب کنید که با سیستم ارزش ها و معیارهای ذهنیتان هم خوانی داشته باشد. آیا این امکان وجود دارد که اگر مستقیما در چشم هایش نگاه کنید، احساستان تغییر کند؟!
نتایج یک تحقیق انجام شده از سوی انجمن مددکاری علمی ایران، نشان می دهد که تنها 10 درصد از ارتباطاتی که قبل از ازدواج در میان دختران و پسران وجود دارد به ازدواج منجر می شود و در 90 درصد باقی این ارتباطات قطع خواهد شد.
در این تحقیق که در 5 استان بزرگ کشور و از بین 30 هزار نفر نمونه انجام گرفته است نتایج نشان می دهد که از بین همه این افراد تنها 10 درصد با دوست خود ازدواج کرده اند و بقیه ارتباط ها با گذشت زمان به جدایی ختم شده است.
بر اساس نتیجه دیگری که از این تحقیق حاصل شده است ، این دوستی ها از 1 ماه تا 7 سال ادامه داشته اما در همه موارد نتایج یکسان بوده است.
نکته قابل توجه دیگری که از این پژوهش به دست آمده است نشانگر این موضوع است که از این رقم نیز تنها 2 درصد از این ازدواج ها با هدف های فردی و علاقه به طرف مقابل انجام شده است و 8 درصد مابقی به دلایل مالی و دارابودن امکانات فرد به ازدواج منجر شده است.
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديرکل! الهي از اين دنيا اخراج بشي!
@ يک درشکه چي :
تف برويت، کپي اوغلي.d: حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش مي ماند! آقا مي گيرم سوتت مي کنم که دو کورس اونطرف تر بيايي پايين، رنگش مثل پهن مي ماند!
@ يک خياط:
اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاک دهنت را مي دوزم. گوشهايت را قيچي مي کنم .
مرده شور صورت آبله اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم اما باز هم ناصاف از آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير… باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر دوستي من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد، قلب مرا بشکافي؟
@ يک بازاري محتکر:
دِهه… چک بي محل را تماشا کن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را بپا ! مرديکه، پنجاه و سه پارچه آبادي که دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوک بري، خير نديده بي اعتبار. تف تمام مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفلي هام بخوره توي کاسه سرت. محتکر حماقت و لجاجت! برو حجره ات را تخته کن عمو
@ يک وکيل مجلس اين طور فحش مي دهد:
احمق بي قانون، کودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء استفاده کرده اي. بدترکيب، قيافه کبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد. مرده شور آن صداي زنگوله مانندت را ببرد. يک جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت مي کنم !
@ يک افسر اين طور فحاشي مي کند:
زنيکه بي انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي رکاب. آجر توي سرت بخورد. يغلبي ، چخماق ، الهي توي صف مرده ها بري !):
![]()
* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که هیچوقت کانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نکند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیک تماشا کند،
*اگر کسى را مى خواهید که وقتى کنار شما خوابیده و خرناس می کشد ؛ شما بتوانید از تخت به پایین پرتش کنید،
* اگر کسى را میخواهید که هیچوقت بهانه های الکى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد،
*اگر کسى را میخواهید که برایش اهمیت ندارد که شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان،
*اگر کسى را مى خواهید که همواره به حرف های شما گوش میدهد و بدون قید و شرط دوست تان دارد:
* میدانید باید چیکار کنید ؟؟
** نه عزیزم ! کجا همچون شوهرى پیدا مى شود ؟؟
توصیه میکنم که یک سگ بخرید
| Design By : Night Melody |



